علی رغم روشن بودن مواضع جمهوری اسلامی ایران دربرابر موضوع مذاکره ایران و آمریکا،

این موضوع مجددا به دنبال  تغییر و تحولاتی که جهان دست خوش آن شده است، از سوی

بعضی از دشمنان و دوستان (نادانسته) در داخل و خارج از ایران مطرح شده است؛ این روزها

زمزمه های باید و نباید مذاکره با آمریکا در دوکشور شنیده می شود

در این نوشتار برای روشن تر شدن موضوع بیانات حضرت آيت الله خامنه‌اي با موضوع مذاکرات

ایران و آمریکا يادآوري می شود.


14آذر 1376 در دیدار جمعی از دانش‌آموزان و دانشجویان:

مگر ممكن است كسى مسلمان باشد، اعتقاد به اسلام داشته باشد، درعين‌حال

ظلم و زور را از هر كسى قبول كند؛ چه برسد به دشمن ديرينه‌ى ملت ايران

- يعنى آمريكا - كه اين همه به ملت ايران ضربه زده است. 

اين ايادى كه عرض مى‌كنم، نه كسانى‌اند كه حتماً از دستگاه جاسوسى آمريكا

پول گرفته باشند؛ بعضى نوكر بى‌جيره و مواجبند! كسانى هم دارند كه اين

حرف ها را تبليغ مى‌كنند كه مگر مى‌شود انسان با آمريكا قطع رابطه باشد؟

اگر قطع رابطه باشيم، نمى‌شود زندگى كنيم! اگر رابطه‌مان را برقرار كنيم، اگر اقلّاً

با آمريكا مذاكره كنيم، همه‌ مشكلات ما برطرف مى‌شود! از اين حرف ها هم رايج مى‌كنند؛

حرف هايى كه پوچ و بى‌مغز و به‌كلّى عارى از حقيقت است

بسيارى از كشورهايى كه آمريكايي ها بدترين خيانت ها را به آنها كرده‌اند،

كسانى بوده‌اند كه با خود آمريكا هم ارتباطات دوستانه داشته‌اند! آمريكايي ها

ملاحظه‌ كسى را نمى‌كنند؛ فقط ملاحظه‌ منافع خودشان را مى‌كنند.

تجربه‌ فشار وارد آوردن روى ملت ايران، تجربه‌ موفقى برای دشمنان نيست

در نماز جمعه 26 دی ماه 1376:

درباره اهداف کسانی که دائما می گویند ایران می خواهد با آمریکا مذاکره کند، می فرمایند:

هدف، چند چيز است: يكى اين‌كه اينها مى‌خواهند آن چيزى را كه تا امروز وسيله

وحدت ملت ايران بوده است، به وسيله اختلاف ملت ايران تبديل كنند. تا به حال

آحاد ملت ايران به خاطر اين‌كه مى‌دانستند دولت آمريكا دشمن آنهاست، در مقابل دشمنى

آمريكا، اگر يك وقت اختلافات جزئى هم داشتند، كنار مى‌گذاشتند و متّحد مى‌شدند.

مقابله با آمريكا، يكى از وسايل وحدت اين ملت بوده است. اينها مى‌خواهند با اين

جنجال ها، همين وسيله وحدت را، به وسيله اختلاف تبديل كنند

هدف دوم اين است كه مى‌خواهند با تكرار اين قضيه - مذاكره و رابطه با آمريكا

- قضيه‌اى را كه در چشم ملت ايران، به دلايلى منطقى، يكى از زشت‌ترين

چيزهاست، قبحش را از بين ببرند. تا حدّى كه در نماز جمعه مى‌شود حرف زد،

خواهم گفت كه دلايل منطقى آن چيست. مى‌خواهند قبح اين را از بين ببرند؛ مثل كارى

كه سرِ قضيه اسرائيل با اعراب كردند

هدف سوم اين است كه اصل مذاكره با ايران، براى آمريكا به عنوان ابرقدرت،

بسيار مهم است. ممكن است بعضى تعجّب كنند و بگويند مگر ايران چيست كه براى

آمريكاى ابرقدرت، مهم است كه با ايران پشت ميز مذاكره بنشينند؟! بله، بسيار مهّم است.

اتّفاقاً چون ابرقدرت است، برايش خيلى مهّم است. ابرقدرت، يعنى آن قدرتى كه از همه

قدرتهاى سياسى دنيا بالاتر است و مى‌تواند اراده خود را بر آنها تحميل كند

حال ابرقدرتى با اين همه ادّعا، با اين همه باد و بروت جهانى و سياسى،

يك جا هست كه برايش ارزش و اعتبار و احترامى قائل نمى‌شوند؛ آن يك جا كجاست؟

جمهورى اسلامى ايران. جمهورى اسلامى و ملت ايران، هيبت‌شكن ابرقدرت

آمريكا در دنيا شدند. من بارها عرض كرده‌ام كه عمده قدرت ابرقدرتها، متّكى به هيبتشان

است؛ هيبت آنهاست كه مى‌تواند كار كند. اينها همه‌جا كه وارد ميدان نمى‌شوند، تير و تفنگ

كه به كار نمى‌برند؛ تشر و هيبتشان است كه رؤساى دولت ها و رؤساى احزاب

سياسى دنيا را وادار مى‌كند كه دست و پايشان در مقابل اينها بلرزد و كوتاه بيايند

با تسليم ملت ايران و نظام جمهورى اسلامى ايران به نشستن پاى ميز مذاكره

با آمريكا، خيال آمريكا از بسيارى از اين مبارزات دنياى اسلام آسوده خواهد شد.

آمريكا در پى يك جواب است؛ بايد كارى كند كه به آنها {ملت ها و دولتهایی که

به فکر استقلال از آمریکا هستند} اين‌طور تفهيم شود كه: «ديديد، اين محاصره

اقتصادى و همين فشارهايى كه ما عليه جمهورى اسلامى به خرج داديم،

بالأخره جمهورى اسلامى را هم خسته كرد و مجبور نمود كه او هم بيايد و زانو

بزند و از آن پايگاه و از آن گردن برافراشته‌اى كه داشت، بناچار پايين آيد!». اين را به

دولت هايى كه پيرو و تابعش هستند، تفهيم كند كه: «نخير؛ اين‌طور هم نيست كه

شما خيال كنيد كسى كه با ما نباشد، مى‌تواند از آسيب در امان بماند. جمهورى اسلامى

هم بالاخره مجبور شد بيايد»


حرف اول اینکه وضع كنونى - يعنى قطع رابطه ما با آمريكا - نتيجه رفتار و وضع طبيعى

استكبار آمريكايى است؛ در واقع، نتيجه مظلوميت ملت ايران است.

حرف دوم اين است كه مذاكره با آمريكا، هيچ فايده‌اى براى ملت ايران ندارد.

حرف سوم اين است كه مذاكره و رابطه با آمريكا، براى ملت ايران ضرر دارد

كسى كه خيال كند اگر ما با آمريكا مذاكره كرديم، محاصره اقتصادى و قانون

«داماتو» و ... از بين خواهد رفت، اشتباه كرده است. اوّلاً هر كدام از رفتارهاى آمريكا

با ايران، بعد از مدّتى محكوم به شكست شده است. مگر بار اوّلى است كه اينها

اين‌طور با ما رفتار مى‌كنند؟ مگر بار اوّلى است كه تهديد مى‌كنند؟ مگر بار اوّلى است

كه محاصره اقتصادى مى‌كنند؟ مگر بار اوّلى است كه اينها راه مى‌افتند و به اين كشور و

آن كشور مى‌گويند كه شما با ايران فلان معامله را نكنيد، يا فلان قرارداد را نبنديد؟ بار

اوّل كه نيست؛ هميشه اين‌طور كرده‌اند. ما در اين هجده، نوزده سال، همه پيشرفتهايى

كه به دست آورده‌ايم؛ همه كارهاى برجسته‌اى كه دولتهاى ما در اين چند سال كرده‌اند،

در همان حالى بوده كه آمريكا نمى‌خواسته است. مگر به خواست آمريكاست؟

رابطه و مذاكره، براى ملت ايران و براى نهضت جهانى مضّر است.

اولين ضرر اين است كه آمريكايي ها با ورود در اين ميدان، اين‌طور تفهيم خواهند

كرد كه جمهورى اسلامى از همه حرف هاى دوران امام و دوران جنگ و دفاع

مقدّس و دوران انقلاب صرف‌نظر كرده و گذشته است. اوّلين چيزى كه آمريكاييها

ادّعا مى‌كنند، اين است. اوّلين مطلبى كه در دنيا شايع مى‌كنند، اين است كه انقلاب

اسلامى تمام شد و پايان گرفت؛ كمااين‌كه هيچ چيز نشده،همين حرف ها را زمزمه مى‌كنند

مگر ملت ايران از انقلاب، از امام، از عظمت و از شوكت خود دست برداشته است

كه اجازه دهد آمريكايي ها باز پايشان در اين مملكت باز شود؟

معظم له در خطبه های این نماز جمعه اعلام می کنند: مسأله ما، مسأله

دولت آمريكاست؛ با ملت آمريكا بحثى نداريم. طرف ما ملت آمريكا نيست؛


ایشان در پایان تاکید می کنند: البته قانون الهى، عكس خواست آنهاست. قانون الهى

اين است كه شما بمانيد، شما قوى شويد، شما پيروز شويد؛ ان‌شاءاللَّه پيروز هم

خواهيد شد و ما هيچ احتياجى به رابطه با آمريكاييها نداريم